خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمدبه دل ها ذوق دست افشانی گل های باغ آمد
۲
کدوی خشک زاهد را، دماغ از بوی می تر شدبحمدالله که آب رفته، ما را در ایاغ آمد
۳
رگ برق قدح، ره می زند خلوت گزینان رابشارت، زاهد گم کرده ایمان را چراغ آمد
۴
بیا صوفی ببین وجد گل و رقص درختان رابرآ از خرقهٔ سالوس زاهد، فصل باغ آمد
صفحهٔ ۱ از ۲