خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بانگی به حریفان فرو رفته صبا زدگلبن ز نو آراسته شد، مرغ نوا زد
۲
دل شور برآورد ز آسوده مزاجانزاشفته صفیری که در آن زلف دوتا زد
۳
در مهد گران خواب عدم بود دو عالمآن روز که ما را ستم عشق صلا زد
۴
هر دل که به سیلاب جنون خانه نپرداختآلودگی ای داشت، در خوف و رجا زد
صفحهٔ ۱ از ۲