خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارمخموشی صحبت خاصی ست، با خود خلوتی دارم
۲
نمی آرد دل آزرده تاب نکهت زلفشدماغ آشفته ام، از بوی سنبل وحشتی دارم
۳
سر خجلت به پیش افکنده ام از کرده های خودبه بیکاری سر آرم عمر را تا فرصتی دارم
۴
نه جان را وصل دلخواهی، نه دل را قوت آهیمن حسرت نصیب از زندگانی تهمتی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲