خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خاک آستانت تا دیده دور دارمجان بی قرار دارم، دل بی حضور دارم
۲
افسانهٔ لب توست، رازی که می سرایمپیغامی از زبانت، چون نخل طور دارم
۳
تو مهر دل فروزی، من ماه جان گدازمتا در مقابلی تو، در دیده نور دارم
۴
چل سال شدکه پایم در خارزار گیتی ستدر دل غبار کلفت، زین راه دور دارم
صفحهٔ ۱ از ۲