خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتمبه پای خود به این شهر آمدم با سر برون رفتم
۲
چو آن شبنم که گیرد جذبهٔ خورشید دامانشسبکروحانه بی امداد بال و پر برون رفتم
۳
به من نگذاشت دوران سبک سر، قوّت پاییچو موج از سینه، زین دریای بی لنگر برون رفتم
۴
نگشت آلودهٔ پستیِّ همّت دامن پاکمازین عالم چو خورشید بلند اختر برون رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲