خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به امّیدی که لعل جرعهنوشی میزند خونمچو می از آتش خود خام جوشی میزند خونم
۲
می منصوریم پیموده پیغام همآغوشینوای وحدت از فیض سروشی میزند خونم
۳
به شکر تیغ او چون غنچه کامم صد زبان داردهزاران نکتهٔ رنگین به گوشی میزند خونم
۴
نباشد شکوه در محشر، شهیدان تغافل رانفس دزدیده از لعل خموشی میزند خونم
صفحهٔ ۱ از ۲