خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرمتا رسد آفتاب من، گرم عتاب بر سرم
۲
پیر مغان اشارتم کرد به غسل توبه ایریخت حریف میکده، جام شراب بر سرم
۳
بارد اگر از آسمان برق بلا به راه توپا نکشم، که شد یکی آتش و آب بر سرم
۴
ساقی سنگدل مرا چند بهانه می دهی؟بادهٔ ناب در کفت، شور شراب بر سرم
صفحهٔ ۱ از ۲