خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردمز دوری تا به یادش آمدم شبگیرها کردم
۲
به سنگ آمد خدنگ نالهٔ من از دل سختشبه خارا گر ز آه آتشین تأثیرها کردم
۳
سواد خامهٔ من صرف این غافل نهادان شدجواهر سرمه ای در چشم این تصویرها کردم
۴
شکار زهد در فتراک سعی آسان نمی آیدکمند سبحه را در گردن تزویرها کردم
صفحهٔ ۱ از ۲