خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارمبه جایی می رسم اکنون که سامان سفر دارم
۲
خرد در عاشقی بر من عبث افسانه می خوانددرین مکتب کتاب هفت ملت را ز بر دارم
۳
یتیمان محبت را وفایی دایه نگذاردکه با هر قطره اشک گرم خود لخت جگر دارم
۴
عجب نبود اگر زرّین چو خورشید است مژگانمخیال آتشین رخساره ای شمع نظر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲