خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارمبه کف چیزی که دارم، دامن برچیده ای دارم
۲
نظر پوشیدن از آفاق باشد عین بیناییاگر انصاف داری، چشم دنیا دیده ای دارم
۳
عجب نبود که بنماید جبین، محراب دیداریکه من از هر دو عالم روی برگردیده ای دارم
۴
عبث بر لب مزن انگشت، بانگ دلخراشم راکه در نای دل، آواز سحر نالیده ای دارم
صفحهٔ ۱ از ۳