خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خشت خرد به روزنه قال می زنیمدر سومنات عشق، دم از حال می زنیم
۲
کوتاهتر، ز تار نگاه تغافل استاز بس گره به رشتهٔ آمال می زنیم
۳
از لب گذشته است چو گل موج خون دلبازپچه خنده بر رخ اطفال می زنیم
۴
جز داغ عشق، آیت دیگر نشان ندادسی پارهٔ دلی که، ازو فال می زنیم
صفحهٔ ۱ از ۲