شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۷۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزمجگر پرگاله ها از دیده های خونفشان ریزم
۲
همان از طبع همّت پیشه دارم شرمساری هااگر نقد بهاران را به دامان خزان ریزم
۳
نیارم پای کم ، با ناتوانان از قوی دستانز غیرت مشت خاک خود به چشم آسمان ریزم
۴
شود سرسبزی نخل وفا، روز وصال اومن این اشکی که در هجران آن نامهربان ریزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth