شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوتاه ماند دست تمنّا در آستینداریم گریه بی تو چو مینا در آستین
۲
تا صبح حشر پرده نشین است همچناناز شرم ساعدت، ید بیضا در آستین
۳
ثابت نمی شود به تو خون شهید عشقخنجر به دست داری و حاشا در آستین
۴
منّت خدای را که درین خشک سال دهردارد کفم ز آبله، دریا در آستین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth