خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای منبه آب خویش می گردد، چو گرداب آسیای من
۲
به معراجی رسانیده ست سروت سرفرازی راکه ترسم کوته افتد طره ی آه رسای من
۳
نمی دانم به دام کیستم، لیک این قدر دانمکه در خون زد گلستان را صفیرآشنای من
۴
به ازکثرت نمی باشد دلیلی راه وحدت رانماید هر سر خاری، چراغی پیش پای من
صفحهٔ ۱ از ۲