خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال منحنای پای گلگونت شود، خون حلال من
۲
گرانی می کشد از تار کاکل، سرو ناز تونداری طاقت بار دلی، نازک نهال من
۳
به این ضعفی که نتوانم نمودن راست، قامت راکشیدی بر سرم تیغ جفا، ابرو هلال من
۴
زتیغت بسمل من زخم دیگر آرزو داردهلاک خویت ای بیدادگر، رحمی به حال من
صفحهٔ ۱ از ۲