خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بالین نهاده ام به سر کوی خویشتندارم سری چو غنچه به زانوی خویشتن
۲
آغوش دایه، بود مرا کام اژدهادر آتشم ز خیرگی خوی خویشتن
۳
تنها ز دوستان نیم امروز شرمساردارد فلک مرا خجل از روی خویشتن
۴
دستی ز همرهان نبود زیر بار ماآورده ایم زور به بازوی خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳