شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۸۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوختهسودای مشکین طرّه اش سود و زیانم سوخته
۲
برگ سفر روی وطن، دیگر ندارم هیچ یکپرواز بالم ریخته، برق آشیانم سوخته
۳
چون شمع سودای کسی، می سوزد آتش در سرمنام محبت برده ام، کام و زبانم سوخته
۴
اشک دمادم از نظر، بارم، به خون ز آن غرقه امدریای آتش در جگر دارم، از آنم سوخته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth