خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلودهکان ماه به شهر آمد، گرد سفر آلوده
۲
از خیل تماشایی، گردش حشری پویانآیینهٔ رخسارش، نور نظر آلوده
۳
گرد خط مشکینش، چون کحل سلیمانیخال لب نوشینش، مور شکر آلوده
۴
گلرنگ ز تاب می، رخسار سمن فامشوز رشح گلاب خوی، دامان و بر آلوده
صفحهٔ ۱ از ۴