شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۸۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی بینم کسی از آشنارویان به جا ماندهدر این غربت همین آیینهٔ زانو به ما مانده
۲
جدا از نعمت دیدار آن شیرین دهان، چشممتهی چون کاسهٔ دریوزه در دست گدا مانده
۳
به حسرت تا کشید از سینه ام صیاد پیکان رادلم ماند به آن یاری که از یاری جدا مانده
۴
ز دامان وصال او بهاری در نظر دارمکه رنگی بر کف مژگان از آن گلگون قبا مانده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth