شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۸۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهیاز طایر مراد مباد آشیان تهی
۲
رشک محبتم نگذارد نفس کشمدل از حدیث شوق پر است و زبان تهی
۳
ترسم رَوَد زِ یاد تو یکباره نام ماازکین ما مکن دل نامهربان تهی
۴
خوش ظاهرند زاهد بی مغز و جوزِ پوچبیرون پر از فریب، ولیکن میان تهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth