خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانیرهزن دل و دین شد، چشم نامسلمانی
۲
آفت مسلمانی، زلف دین براندازشزیر هر شکنجش دل، دیر و پیر رهبانی
۳
دیده ام به خونریزی، غمزه و نگاهش راترک سخت بازویی، شوخ سست پیمانی
۴
شب که با هزار افغان، در فراق یوسف خویشداشتم به سینه دلی، رشک پیرکنعانی
صفحهٔ ۱ از ۷