شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۸۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمریخروشی ساز کن، با بلبل دستان زن ای قمری
۲
به طوق بندگی، مخصوصی، از خیل گرفتارانچه منّتهاست از جانان، تو را برگردن ای قمری
۳
تو در آغوش سرو خویش و من، خالیست آغوشمببین مشکل بود کار تو، یا کار من ای قمری
۴
چه می فهمی گریبان چاکی حسرت نصیبان را؟که با معشوق داری جا، به یک پیراهن ای قمری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth