خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فریاد که از عاشق مسکین که تو داریسر می کشد آن طرّهٔ مشکین که تو داری
۲
در طاعت عشق تو، صنمخانه نشینمکافرکند این ملّت اوا آیین که تو داری؟
۳
چون شمعِ فروزنده، ز فانوس عیان استدر پیرهن، آن ساعد سیمین که تو داری
۴
دشنامی، اگر تلخ برآید ز زبانتشیرین کندش، آن لب شیرین که تو داری
صفحهٔ ۱ از ۳