خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۹۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیدانم تو بیپروا نگاه، از دل چه میخواهی؟نثارت کرد جان را، دیگر از بسمل چه میخواهی؟
۲
چه منتها ز تیغ اوست، بر گردن، شهیدان راتو ای خون بحل، از دامن قاتل چه میخواهی؟
۳
برون از حیهٔ عقل است، کار قبض و بسط دلشکستی ناخن، از این عقدهٔ مشکل چه میخواهی؟
۴
ز کف سرگشتگی، مشت غبار جسم نگذاردازین ریگ روان، آسایش منزل چه میخواهی؟
صفحهٔ ۱ از ۴