خلوتی با مولانا
بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این بدان ماند که خرگوشی بگفتمن رسول ماهم و با ماه جفت
۲
کز رمهٔ پیلان بر آن چشمهٔ زلالجمله نخجیران بدند اندر وبال
۳
جمله محروم و ز خوف از چشمه دورحیلهای کردند چون کم بود زور
۴
از سر که بانگ زد خرگوش زالسوی پیلان در شب غرهٔ هلال
صفحهٔ ۱ از ۴