شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میر شد محتاج گرمابه سحربانگ زد سنقر هلا بردار سر
۲
طاس و مندیل و گل از التون بگیرتا به گرمابه رویم ای ناگزیر
۳
سنقر آن دم طاس و مندیلی نکوبرگرفت و رفت با او دو بدو
۴
مسجدی بر ره بد و بانگ صلاآمد اندر گوش سنقر در ملا
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth