خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این است، سرود من و بلبل به چمنهافریاد ز بیمهری این عهدشکنها
۲
نشنیده کس، از غنچهٔ مستور تو حرفیامّا به زبانها ز تو افتاده سخنها
۳
روزی که دهد زلف تو، بر باد، غبارمدر خاک شود غالیهبو، جیب کفنها
۴
چون خاک سر کوی تو گیرند در آغوشدر حشر نیارند ز جان یاد، بدنها
صفحهٔ ۱ از ۱