خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گلشنی که رخش، گوشهٔ نقاب شکستبه جای عارض گل، رنگ آفتاب شکست
۲
میان درد تو، دارم نهان شکسته دلیخوش است بخت سبویی که در شراب شکست
۳
گرفته گرد کسادی، دکان زلف تو راعبیر خط تو بازار مشک ناب شکست
صفحهٔ ۱ از ۱