خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن از حیرت دل شد که دلارایی هستدر بر این آینه را، آینه سیمایی هست
۲
پای آوارگیم، رهبر دامن نشودگر بجز کوی تو، پنداشته ام، جایی هست
۳
وسعت آباد دل، افتاده حزین در پیشتبرو از خویش که خوش دامن صحرایی هست
صفحهٔ ۱ از ۱