خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا زلف تو بر دوش و برم سایه فکن شدهر چاک دلم، جادهٔ صحرای ختن شد
۲
دیدهٔ بخت سیاهم چو گران خواب شودتیغ مژگان رسای تو سیه تاب شود
۳
سر تسلیم، پی سجدهٔ مستانه به خاکمی گذارم، اگر ابروی تو محراب شود
۴
مرا به خاک چو مژگان اشکبار شودکفن پر آب تر از ابر مایه دار شود
صفحهٔ ۱ از ۱