خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن کاری که حرفی از زبان من برون آیدشراری از لب آتش فشان من برون آید
۲
زبان آتشین خواهد گزید، از شرمساری هابه دعوی، شمع اگر با استخوان من برون آید
۳
کلامش خون و بویش درد و رنگش لاله گون باشدگلی کز وادی اشک روان من برون آید
صفحهٔ ۱ از ۱