خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغ ستمت از می پرزور گران تراز نشئهٔ خون شد، سر منصور گران تر
۲
بر خاطر آزردهٔ من بی غمی امروزاز ترک شراب است به مخمور گران تر
۳
بر همّت من منت یک حبهٔ دوناناز کوه بود بر کمر مور، گران تر
۴
سنگینی تن بیش شد از طول حیاتماین بار گران شد ز ره دور گران تر
صفحهٔ ۱ از ۱