خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۴۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرسزیر لب دارم ازین عقده، سؤالی که مپرس
۲
جلوهٔ شمع تجلّی، شب هجران تو داشتبا خیال تو، مرا بود وصالی که مپرس
۳
رخت از آن کوی پی عزم سفر می بستمدل به دامان من آویخت، به حالی که مپرس
صفحهٔ ۱ از ۱