خلوتی با مولانا
بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجد
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا یکی مهمان در آمد وقت شبکو شنیده بود آن صیت عجب
۲
از برای آزمون میآزمودزانک بس مردانه و جان سیر بود
۳
گفت کم گیرم سر و اشکمبهایرفته گیر از گنج جان یک حبهای
۴
صورت تن گو برو من کیستمنقش کم ناید چو من باقیستم
صفحهٔ ۱ از ۲