شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۹

روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ابوعلی دقاق - قدس سره - گوید در آخر عمر چندان درد بر وی پدید آمده بود که آخر هر روز به بام برآمدی و روی بر آفتاب کردی و گفتی: ای سرگردان مملکت، امروز چون بودی و چون گذرانیدی، هیچ جای بر اندوهگین این حدیث تافتی؟ هیچ جای از زیر و زبر شدگان این واقعه خبر یافتی؟ هم از این جنس می گفتی تا آفتاب فرو شدی.
۲
ای مهر که نیست چون تو عالم گردیزین رهرویم ببخش راه آوردی
۳
امروز که را دیدی کاندر ره عشقبر رخ بودش گردی و در دل دردی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth