خلوتی با جامی
بخش ۴
روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بامدادی موبد موبدان با قباد همعنان می رفت مرکب وی به دفع فضلات قوایم خود را از دم تا سم بیالود و تشویر تمام به وی راه یافت در آن اثنا قباد وی را از آداب همرکابی ملوک و همعنانی سلاطین سؤال کرد.
۲
گفت: یکی آن است که در شبی که بامداد آن با پادشاه سواری خواهد کرد مرکب خود را چندان علف ندهد که بامداد موجب تشویر راکب گردد قباد استحسان وی کرد و گفت: بدین حسن کیاست و صدق فراست که رسیده ای به آنچه رسیده ای.
۳
ناخردمند که بر قاعده طبع رودهمه آداب وی افتد ز ره صدق و صواب
۴
لیک بخرد که به دستور خرد کار کندشود از حسن کیاست ادب آموز دواب
صفحهٔ ۱ از ۱