خلوتی با جامی
بخش ۲۰
روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی اسکندر با سرهنگان خویش برنشسته بود، یکی از ایشان گفت: خداوند - سبحانه - تو را ملک بزرگ داده است، زنان بسیار کن تا فرزندان تو بسیار گردند و یادگار تو اندر جهان بماند.
۲
جواب داد که یادگار مرد نه فرزندان اوست بلکه سنتهای خوب و سیرتهای نیکوست، نیکو نبود آن کس که بر مردان جهان غلبه کرده است زنان بر وی غلبه کنند.
۳
چو نیست پیش پدر اینقدر یقین که پسرز خیل بی خردان است یا خردمندان
۴
بس است سیرت نیکو حکیم را فرزندزبون زن چه شود بر امید فرزندان
صفحهٔ ۱ از ۱