شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۲

روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوادی را پرسیدند که از آنچه به محتاجان می دهی و بر سایلان می ریزی هیچ در باطن خود رعونتی و بر فقیران بار منتی باز می یابی؟ گفت: هیهات! حکم من در کوشش و بخشش حکم آن کفلیز است که در دست طباخ است، اگرچه طباخ می دهد بر کفلیز می گذرد اما کفلیز به خود گمان دهندگی نمی برد.
۲
گرچه روزی از کف خواجه ست روزی ده خداستبر سر روزی خوران خوش نیست زو منت نهی
۳
نیست او جز کاسه و کفلیز دیگ رزق رابه که باشد کاسه و کفلیز از منت تهی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth