خلوتی با جامی
بخش ۱۳
روضهٔ ششم (در مطایبه)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فاضلی که صورتی قبیح و هیئتی کریه داشت به فرزدق رسید وی را دید که روی او به جهت مرضی زرد شده. گفت: تو را چه بوده است که رنگ تو چنین زرد شده است؟
۲
گفت: چون تو را دیدم از گناهان خود اندیشیدم، رنگ من چنین زرد برآمد. گفت: در وقت دیدن من چرا از گناهان خود یاد کردی؟ گفت: ترسیدم که خدای تعالی مرا عقوبت کند و همچون تو مسخ گرداند.
۳
چون رخ زشت تو بینم، دل منعقد اصرار گنه فسخ کند
۴
زانکه ترسم که ز شومی گناهقهر ایزد چو توام مسخ کند
صفحهٔ ۱ از ۲