شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۳۲

روضهٔ ششم (در مطایبه)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مردی به شخصی رسید و آغاز گله کرد که روا باشد که مرا نمی شناسی و رعایت حق من نمی کنی؟ آن شخص حیران ماند و گفت: از اینها که تو می گویی من خبری ندارم!
۲
گفت: پدرم مادر تو را خواستگار کرده بوده است اگر وی را می خواست من برادر تو می بودم. آن شخص گفت: والله این خویشی است که سبب آن می شود که من از تو میراث برم و تو از من میراث بری.
۳
گمان خام طمع آن بود که بر همه خلقفریضه است که با وی شوند احسان سنج
۴
چو خامی طمع او به پختگی نرسدفتد ز تنگدلی در مضیق محنت و رنج
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth