خلوتی با جامی
بخش ۴۰
روضهٔ ششم (در مطایبه)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طبیبی را دیدند که هرگاه به گورستان رسیدی ردا در سر کشیدی از سبب آنش سؤال کردند گفت: از مردگان این گورستان شرم می دارم، بر هر که می گذرم ضربت من خورده است و در هر که می نگرم از شربت من مرده است!
۲
ای رای تو در علاج بیمار علیلبرآمدن مرگ قدوم تو دلیل
۳
در کشور مات منت جان ستدنبرداشته ای ز گردن عزرائیل
۴
ای صنعت طب شکسته بازار از توهرچند بود به رنج بیمار از تو
صفحهٔ ۱ از ۲