خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا از زلف مُشکین عُقده وا کردمرا سرگشته چون باد صبا کرد
۲
بنازم طعنۀ بیگانگان راکه آخر با تو ما را آشنا کرد
۳
کنون آن شاخ مرجان را توان یافتکه در خون مردم چشمم شنا کرد
۴
قیامت قامت من تا به پا خاستقیامتها از آن قامت به پا کرد
صفحهٔ ۱ از ۲