شعر را زندگی کن
خلوتی با غبار همدانی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه روزه بر سر کشور دلم از بتان حشمی رسدچه رسد به ملک خراب اگر حشمی ز محتشمی رسد
۲
شود جراحت سینه بِه ز عنایت تو اگر به مندو سه قطره مشک تَر ای صنم ز ترشّح قلمی رسد
۳
ز شراب شوق تو سرخوشم صنما به خاک بریز میچه تفاوتی کند از نَمی که ز شبنمی به یَمی رسد
۴
به وفا و مهر تو مایلم به جفا و جور تو خوشدلمکه خوشیست بر من و مثل من ستمی که از صَنمی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth