خلوتی با غبار همدانی
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتشسرو ز پا فتد که تا کس نکند ملامتش
۲
بار دگر گر افتدم دامن وصل او به کفباز رها نمیکنم تا نکشم ندامتش
۳
عاشق زار خویش را تیر هلاک گو بزناز تو کسی نمیکشد گر بکشی غرامتش
۴
تا مگر از جفای او شکوه همی بدو کنمکاش به جلوه دیدمی قامت در قیامتش
صفحهٔ ۱ از ۲