شعر را زندگی کن
خلوتی با غبار همدانی

شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تغافل ساقی سرمست بی پروای منخون دل ریزد بجای باده در مینای من
۲
مفلسان را گر مِی و مطرب نباشد گو مباشسینۀ من بربط من اشک من صهبای من
۳
صد هزاران سرو را پامال خاک ره کندچون خِرامد در چمن سرو سهی بالای من
۴
ساقیا صاف ار نداری دُردِئی کز تاب دودخون دل پالوده دارد چشم خون پالای من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth