شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به‌دست خویش چهل صبح بامداد الستندید تخم گلی تا نکشت در گل ما
۲
چه ماه بود که از آسمان فرود آمدنشست خوش متمکن به برج منزل ما
۳
ملک که بود که افتاد در چه بابلچه سحرهاست در این قعر چاه بابل ما
۴
چه موج‌ها که پیاپی همی‌رسد هر دمز جوش و جنبش دریای او به ساحل ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth