خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیستگرچه بسیارند انجم آفتابی بیش نیست
۲
گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی شوارکثرت اندر موج باشد لیکن آبی بیش نیست
۳
چون خطابی کرد با خود گشت پیدا کایناتعلّت ایجاد عالم پس خطابی بیش نیست
۴
یک سخن پرسید از خود در جهان جان و دلجمله ارواح را زانرو جوابی بیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳