خلوتی با مولانا
بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میکشید از بیهشیاش در بیاناندک اندک از کرم صدر جهان
۲
بانگ زد در گوش او شه کای گدازر نثار آوردمت دامن گشا
۳
جان تو کاندر فراقم میطپیدچونک زنهارش رسیدم چون رمید
۴
ای بدیده در فراقم گرم و سردبا خود آ از بیخودی و باز گرد
صفحهٔ ۱ از ۸