خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل غرقه انوار جمالی و جلالی استبر وی نظر از جانب دلبر متوالی است
۲
دل منظر عالی و نظرگاه رفیع استیار است که او ناظر این منظر عالی است
۳
خالی است حوالی حریم دل از اغیاراغیار کجا واقف این بود و حوالی است
۴
جز نقش رخ دوست در آن دل نتوان یافتکان آینه از نقش جهان صافی و خالی است
صفحهٔ ۱ از ۲