شعر را زندگی کن
خلوتی با شمس مغربی

شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح ظهور دم زد و عالم پدید شدبهر رخت ز مشرق آدم پدید شد
۲
پوشیده بود روی تو در زیر موی توچون بازگشت موی تو از هم پدید شد
۳
جان جهان که در خم زلف نو بد نهانزلف ترا بهر شکن و خم پدید شد
۴
بر ملک نیستی لب لعلت سحرگهییکدم دمید و عالم از آندم پدید شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth